تبليغاتX
بودن من در گرو بودن توست

بازهم برای تو مینویسم تا بدانی که یادتو در لحظه لحظه من جاریست.

باز هم از دیوارهای فاصله عبور میکنم

ودر ژرفای لحظه باتوبودن گم میشوم

و در آن لحظه رویایی اوج در دریای بی پایان چشمانت غرق میشوم

تا در آن لحظه در نگاه تو گم شوم

تا خودم را بیابم واز زندان لحظه های بی تو رها شوم

.....شاید بتوانم به رویای با توبودن برسم.

و چه رویای شیرینی است رویای با توبودن

رویایی که دست من را به دستان گرم تومیرساند

آنگاه من در گرمای وجود تو ذوب میشوم

در آن زمان دیگر زبان از سخن گفتن عاجز است.

در این رویای دلنشین تنهای دلهای ما هستند که باهم نجوا میکنند،

گویی از پیوند دستهای ما روح ما هم به هم پیوند خورده...

 

و چه زیباست رویای با توبودن

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 بهمن1386ساعت 8:1 AM  توسط آرزو (حضرت عشق)  | 

می‌شه خدا رو حس کرد
تو لحظه‌های ساده
تو اضطراب ِ عشق‌و
گناه ِ بی‌اراده
بي عشق عمر ِ آدم
بي اعتقاد ميره
هفتاد سال عبادت
یک شب به باد میره

وقتی که عشق آخر
تصمیمش‌و بگیره
کاری نداره زوده
یا حتی خیلی دیره
ترسیده بودم از عشق
عاشق‌تر از همیشه
هر چی محال میشد
با عشق داره میشه
انگار داره میشه

عاشق نباشه آدم
حتی خدا غریبه‌س
از لحظه‌های حوا
هوا می‌مونه و بس
نترس اگه دل ِ تو
از خواب ِ کهنه پاشه
شاید خدا قصه تو
از نو نوشته باشه


harKasi

بخدا قسم دوست دارم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 آذر1386ساعت 10:23 AM  توسط آرزو (حضرت عشق)  | 


تو مگه بهم نگفته بودی که به عشق من اسیری

زنده هستی به امیدی که یه روز برام بمیری

من مگه نگفته بودم که تو این دنیا غریبم

جز تو هیچ کسی نمونده تو یکی نده فریبم

تو مگه بهم نگفته بودی سایه سایه پا به پامی

هر جای دنیا که باشم من نباشم تو باهامی

من همونم که چه آسون چشمامو به تو فروختم

لحظه لحظه با تو خندیدم و از اشک تو سوختم

SadGirl

+ نوشته شده در  شنبه 5 آبان1386ساعت 7:23 AM  توسط آرزو (حضرت عشق)  | 

هنوز یاد تو از یادم نمیره
چرا عشق از دل آدم نمیره
بنای خلقت آدم از عشقه
نمیره هرچی از یادم از عشقه

منو درد جدایی وای بر من
از این عشق خدایی وای بر من

کمک کن بغض بشکن دونه دونه
بریز آی اشک نرم و عاشقونه
محبت کن در این آشفته حالی
نمونه مکتبم از عشق خالی

نصیبم کن که عاشق پیشه باشم
تو این آشفتگی همیشه باشم

بزن تا سیم آخر آی جدایی
هلاکم کن از این عشق خدایی

 I MISS YOU ALOT

+ نوشته شده در  شنبه 7 مهر1386ساعت 6:59 AM  توسط آرزو (حضرت عشق)  | 

 

سیب سرخی را به من بخشید و رفت

 ساقه سبز مرا او چید و رفت

 عاشقیهای مرا باور نکرد

 عاقبت بر عشق من خندید و رفت

 اشک در چشمان گرمم حلقه زد

بی مروت گریه ام را دید و رفت

 چشم از من کند و از من دل برید

 حال بیمار مرا فهمید و رفت

 با غم هجرش مدارا می کنم

گر چه بر زخمم نمک پاشید و رفت

تــــــــــولدتون مــــــــــــبارک

ممل * سیاوش * روژان * تاها

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 شهریور1386ساعت 9:4 AM  توسط آرزو (حضرت عشق)  | 

 

Created by Crazyprofile.com